تبليغاتX

<-BlogTitle->

تنها و منتظر

   
دل نوشته:

دلم هر روز تا آسمان خدا پر می کشد تا شاید فرشتگان خدا خبری از آمدن تو بدهند.اما هر روز بی خبرتر از دیروز با چشمانی گریان باز می گردم .

نه!

من نا امید نیستم.باز هم منتظر در کنار چشمه سجاده ام می نشینم وصدایت می کنم.

مهدی جان!

می دانم چقدر پریشان و گریانی.

وقتی دستان ستمگری بر روی صورت یتیمی بی گناه فرود می آید،وقتی جوانی زیر شکنجه های ظلم قد خم می کند،وقتی مادری دل شکسته بر هزار گل پرپر شده اش می گرید،دات از درد خون میشود و به ترزه در می آید.

هر روز جمعه دل هایمان را به هم پیوند می زنیم وفرش زیر پایت می کنیم و با اشک دیدگان خود آن را می شوئیم تا شاید بیایی.

غروب جمعه ها دل هایمان از دوریت می شکند.

مهدی جان!

بیا!

بیا وبا آمدنت دنیا را گلستان کن،زخم ها را التیام بخش و دیدگانمان را به جمالت روشن کن.

ابوزاده

 

نوشته شده توسط:کانونی ها |  شنبه 16 خرداد1388
کانون سبز انتظار: | |