|
|
|
خداوندا! تویی پروردگارم
خداوندا !دلی پر درد دارم خداوندا! بکن سویم نگاهی خدایا !هر چه دارم از تو دارم خداوندا! تو دانی بی قرارم خداوندا !چرا مهدی نیامد کنم هر شب به سویش من دعایی شوم نالان ز بویش همچو آهی دگر تاب و توان صبر ندارم خداوندا! در این دنیای فانی خداوندا! دگر طاقت ندارم خداوندا !تو دانی من گنه کار و گنه پوش و گنه چشم و گنه گوشم خداوندا !شب و روزم کنم زاری ،شود جاری به زیر پای محبوبم شوم هر روز جمعه من پریشان از این دوری شدم گریان و نالان خداوندا !تو دانی بی قرارم من در این زندان شدم از دوریش مجنون و سر گردان خداوندا! بکن رحمی به سویم خداوندا !بده پایان به صبرم خداوندا !بده پایان به این غیبت بده پایان به این ذلت شعر از رضوان ابوزاده
نوشته شده توسط:کانونی ها |
سه شنبه 22 اردیبهشت1388
|
|