|
هاتف
|
|
امان از دست این هاتف غیبی چیکارش میشه کرد
یهو میاد و یهو میره!!! خودش کم شیطونه ما رو هم وادار به شیطنت می کنه با توجه به نظر دوستان تصمیم گرفتم یه موسیقی بی کلام هم در وبلاگ قرار بدم میمونه اون تغییرات که اونم تا اوایل ماه آینده ردیف میشه بابا این وبلاگ باید سپرد دست کار دانش نه کسی مثل من که سر در نمیاره!!! انصافا یه تنه نمیشه همه مسئولیت ها رو به نحو احسن انجام داد. دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را خوبه لااقل شعر ما کمی ربط داشت اما بعضیا میان و چه شعرایی مینویسن آن کبوتر که سر بام شما پر زد و رفت.... اما من از گفتن این حرفهای بی ربط چه منظوری داشتم.این حرفها بی ربط نیست عزیزان منظورم کاملا معلومه. چرا ما نمیتونیم حرفهامونو رک بزنیم؟ چرا همیشه حرفهامونو میخوریم؟ یه کم جرات نداریم! آقای محترمم! خانم عزیز اگه از پس یه کار بر نمیای چرا قبول میکنی اون کار رو انجام بدی؟اگه از فلانی بدت میاد چه اصراری به دوستی باهاش داری؟چرا کاری میکنی که هم اون معذب باشه و هم تو؟؟؟ مصداق بارز این حرف من اینه که اکثرمون توانایی نه گفتن رو نداریم.میای خیابون؟ با اینکه فردا کلی تمرین و درس و امتحان و ... داریم اما نمیتونیم بگیم نه میگیم باشه میام. نه نه گفتن زیاد درسته و نه آره گفتن به همه پیشنهادات باید درک کنیم که انسانیم نه فوق بشر که بتونیم همه کارها رو همزمان انجام بدیم. یه کم تمرین لازم داره و بعد... معجزه شو خودتون میبینین
نوشته شده توسط:کانونی ها |
پنجشنبه 20 فروردین1388
|
|