|
مولای یا مولای
|
|
مولای یا مولای
أنتَ الدَّلیلُ وَ أنا المُتَحَیِّرُ وَ هَل یَرحَمُ المُتَحَیِّرَ الا الدَّلیل
ای مولای من ، تو راهنمایی و من متحیر و سرگردان
و چه کسی جز تو می تواند منِ سرگردان را راهنمایی کند .
أنتَ العَظیمُ وَ أنا الحقیر و هَل یَرحَمُ الحقیر الا العظیم
أنتَ الغفور و أنا المُذنِب و هَل یَرحَمُ المُذنِب الا الغفور
مولای یا مولای از مناجات حضرت امیر علیه السلام ........................................................................................................... من به فدای تو آقای خوبم ، علی جان ، که اینقدرعاشقانه با خدای بزرگ مناجات کردی ، نمیدونم اگه شما این حرفها و اینطور مناجات کردن رو به ما یاد نمی دادید ما الان چطور و با چه کلماتی می خواستیم با خدای خودمون حرف بزنیم و مناجات کنیم.
نوشته شده توسط:کانونی ها |
پنجشنبه 28 شهریور1387
|
|
|
این دهان بستی دهانی باز شد .
|
|
این دهان بستی ، دهانی باز شد ! تا خورنده لقمه های راز شد چند ،خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان کن چند روزی در صیام چند، شب ها خواب را گشتی اسیر یکی شبی بیدار شو ! دولت بگیر گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی تا تو تاریک و ملول و تیره ای دان که با دیو لعین هم شیره ای طفل جان از شیر شیطان باز کن ! بعد از آنش با ملک انباز کن لقمه تخم است و برش اندیشه ها لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها « مولانا» لا حول و لا قو ة الا بالله العلی العظيم
نوشته شده توسط:کانونی ها |
چهارشنبه 20 شهریور1387
|
|
|
دعای ابوحمزه ثمالی
|
|
دعای ابوحمزه ثمالی میتونه رنگ ماه رمضون رو عوض کنه . .......................... « الهی لا تُؤَدِّبنی بعقوبتک » خدایا مرا با عذابت ادب نکن . ......................... « مِن أین لیَ الخیر » خیر برای من کجاست ؟ « مِن أین لیَ النَجاة » راه نجات برای من کجاست ؟
( فقط تو راه نجات من هستی .) ................................ شکسته بال تر از میان مرغان نیست دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است . ............................... مشو راضی که در غفلت بمیرم اجرنا ای خداوند مجیرم از آن ترسم دوباره جا بمانم که من جا مانده از هر کاروانم سحرها می رود از دستم ای وای ز بس من رو سیاه هستم ای وای مرا اهل سحر کن یا الهی ...............................
نوشته شده توسط:کانونی ها |
پنجشنبه 14 شهریور1387
|
|
|
عبور باید کرد ...
|
|
عبور باید کرد ....
و هم نورد افق های دور باید شد
و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد .
(سهراب سپهری)
نوشته شده توسط:کانونی ها |
پنجشنبه 7 شهریور1387
|
|