آشنای عشق
هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بد نامی ای حکیم کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
دورم به صورت از در دولتسرای تو لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم
+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت   توسط کانونی ها
|
